به گزارش برق مدیا، امروز مسئله دیگر صرفاً یک گزارش آماری یا چالش مدیریتی نیست؛ مستندات فنی و هشدارهای صریح نهادهای صنفی (از جمله سندیکای صنعت برق) و گزارشهای میدانی از استانهای شمالی کشور (گلستان، مازندران و خراسان شمالی) نشان میدهد که زیرساختهای حیاتی کشور در انتهای زنجیره خطوط انتقال گاز و شبکه سراسری برق، در معرض خطر«قطع همزمان گاز و برق» قرار گرفتهاند.
در چنین شرایطی، سکوت، فرافکنیهای بیندستگاهی یا بسنده کردن به توصیههای تکراری به مردم، دیگر پذیرفتنی نیست. جامعه، نگران امنیت ، روانی، اجتماعی و اقتصادی خود است.
سوال شفاف مردم خطاب به وزارت نفت و شرکت ملی گاز این است: اگر همه محدودیتها و کمبودهای فعلی را میدانید، برنامه اجرایی شما چیست؟
وزارت محترم نفت و شرکت ملی گاز ایران؛ شخص مدیرعامل محترم شما از ناترازی و کاهش ظرفیت ۴۰۰ میلیون مترمکعبی در اوج مصرف سخن میگوید؛ بدون شک میدانید استانهای شمالی کشور بهدلیل قرار گرفتن در انتهای خطوط انتقال، نخستین قربانیان افت فشار خواهند بود؛ پس سوال اینجاست: برنامه عملیاتی مشخص شما برای جلوگیری از بروز بحران در این مناطق چیست؟ اگر در اوج یخبندان، افت فشار گاز به نقطهای برسد که پایداری شبکه در شهرهای سردسیر کاملاً از دست برود، دقیقاً چه سازوکار اضطراری برای گرمایش خانوارها تدارک دیدهاید؟
سهمبندی بخش خانگی، تجاری و عمومی بر چه مبنای شفافی مدیریت خواهد شد تا بار اصلی بحران روی دوش اقشار آسیبپذیر و مناطق محروم نیفتد؟
میرسیم به وزارت نیرو: آیا قرار است باز هم پشت تریبونها بگویید “مشکلی نداریم”، تا ناگهان نیروگاهها به دلیل بیسوختی از کار بیفتند؟
وزارت نیرو مکرراً اعلام میکند که «در حال حاضر هیچ مشکلی برای تأمین برق نداریم». اما این گزاره، چه میزان با واقعیتهای شکننده زنجیره سوخت نیروگاهی همخوانی دارد؟
اگر گاز تحویلی به نیروگاهها کاهش یابد (همانطور که گزارش کاهش ۱۳ میلیارد مترمکعبی گاز تحویلی نسبت به سال گذشته هشدار میدهد) و مخازن ذخیرهسازی ۳.۲ میلیارد لیتری گازوئیل و مازوت بهدلیل یخبندان راهها و چالشهای لجستیک جادهای و ریلی پُر نشوند، دقیقاً میخواهید چه کار کنید؟
آیا قرار است طبق روال سالهای گذشته، وزارتخانههای نفت و نیروبازیِ بیپایانِ انداختن توپ به زمین یکدیگر را (سوخت نداریم، چگونه برق تولید کنیم) را تکرار کنند و تاوان این سوءتدبیر رامردم بدهند؟
آیا وزارت نیرو برای مقابله با شوکهای فرکانسی ناشی از خروج ناگهانی واحدهای حرارتی بهدلیل نرسیدن سوخت آمادگی لازم دارد؟ برنامه مشخص شما برای مدیریت بار اضطراری چیست؟
برسیم به سناریوی «قطع همزمان گاز و برق»: پاسخ دولت به کابوس زمستانی مردم چیست؟
آقای رئیسجمهور؛
خطرناکترین سناریوی پیشرو، یک فرضیه تخیلی نیست؛ بلکه در استانهای شمالی و شهرهای سردسیر کشور یک تهدید عینی و کاملاً محتمل به نام «قطع همزمان گاز و برق» وجود دارد.
وقتی گاز که ستون فقرات گرمایش خانگی است قطع شود و همزمان برق که پشتیبان پمپاژ آب، سیستمهای گرمایشی مرکزی، ارتباطات، داروخانهها و مراکز درمانی است محدود یا قطع گردد، فاجعهای انسانی رقم خواهد خورد.
در آن ساعتهای تاریک و یخبندان، تکلیف کودکان، سالمندان، بیماران بستری در خانه و شهروندانی که به سیستمهای گرمایشی برقی پناه بردهاند چیست؟
دولت، وزرا و ستادهای بحران استانی دقیقاً چه کاری قرار است برای مردم انجام دهند؟ آیا خدماتی برای ارائه برایشان در نظرگرفته شده؟
در همین راستا، تکرار توصیههایی نظیر استفاده از پردههای ضخیم، درزگیری پنجرهها و تنظیم دمای خانه بین ۱۸ تا 20 درجه دیگر راهکار تازهای نیست؛ این گزارهها سالهاست که برای مردم به پرسش تبدیل شدهاند. پرسش های بنیادین اینجاست: این توصیهها مگر چقدر میتواند در عمل گرهگشا باشد؟ در خانهای که نوزاد، کودک خردسال یا سالمند زندگی میکند، هرچقدر هم لباس گرم پوشیده شود، افت شدید دمای محیط به اجبارِ سرمازدگی، ابتلا به بیماریهای تنفسی و افت شدید سلامت عمومی میانجامد.
به فرض که مردم باز هم به خاطر مسئولیت اجتماعی خود این دستورالعملها را اجرا کردند و خانههایشان سرد شد؛ دولت قرار است دقیقاً چه کند تا رفاه و سلامت شهروندان بیش از این لگدمال نشود؟ مردم حق دارند بدانند وقتی سیاستهای کلان انرژی به بنبست میرسد، پشتوانه حمایتی دولت چیست.
علاوه بر بخش خانگی، هشدارهای صریح فعالان اقتصادی و سندیکای صنعت برق نشان میدهد که قطع گاز و محدودیت برق صنایع عمده (فولاد، سیمان و پتروشیمی)، خطوط تولید را به تعطیلی کشانده و زنجیره ارزش اقتصاد ملی را با شوک تورمی و رکودی سنگین مواجه میکند. توقف تولید صنعتی مساوی است با از دست رفتن اشتغال، کاهش عرضه کالاهای اساسی و تعمیق بحرانهای اجتماعی. تنشهای ناشی از قطعی همزمان در شهرهای صنعتی و سردسیر، پتانسیل امنیتی بالایی دارد که نیازمند پیشنگری حاکمیتی است.
جناب آقای دکتر پزشکیان؛
مردم ایران با نجیبترین شکل ممکن و با بالاترین سطح همکاری، همراهی و درک شرایط سخت کشور در حال تحمل فشارهای اقتصادی هستند، اما سلامتی، آرامش ذهنی و امنیت روانی و اجتماعی، حق قانونی و مطالبه بیچونوچای مردم است.
بحران زمستان، یک اتفاق چندروزه نیست؛ سرما و یخبندان ممکن است هفتهها و ماهها (یک فصل کامل) به طول بینجامد. مطالبه صریح مردم این است که اگر سناریوی «قطع همزمان گاز و برق» رخ دهد، دولت دقیقاً چه تدبیری برای بقای حداکثری جامعه اندیشیده است؟
چگونه قرار است خانه مردم گرم بماند؟
آب و نان و اقلام ضروری مردم چگونه تأمین و توزیع خواهد شد؟
برای خطوط مخابراتی، تلفنها و دسترسی به اورژانس در زمان قطعی برق چه راهکار جایگزینی وجود دارد؟
دولت برای صیانت از زندگیِ آسیبپذیرترین اقشار جامعه یعنی «سالمندان، کودکان، بیماران و زنان» در طول هفتهها و ماههای سرد زمستان چه برنامه حمایتی و تدبیر عملیاتی مشخصی در دست اجرا دارد؟
ملت بزرگ ایران منتظر پاسخی روشن، مسئولانه و عملگرایانه از سوی دولت وفاق ملی است؛ پاسخی که نشان دهد ، سلامت و کرامت انسانی شهروندان، بالاترین اولویت تصمیمسازان کشور است.


