به گزارش انرژی مدیا، با آغاز فصل سرما و چشمانداز افت محسوس دما در هفتههای آتی، مدیریت بار مصرفی و صیانت از شبکه پایدار انرژی بار دیگر در کانون اولویتهای اقتصادی و مهندسی کشور قرار گرفته است.
در همین فضا، سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران، از ثبت رکوردی بیسابقه در ذخیرهسازی گاز خبر داده و اعلام کرده است که فرآیند تزریق به مخزن راهبردی سراجه قم پیش از موعد مقرر به نقطه اوج رسیده است.
هرچند تقویت این پشتوانه هیدرولیکی پایداری شبکه توزیع را افزایش میدهد، اما کارشناسان معتقدند عبور ایمن از ناترازی فزاینده بدون درک واقعی از جایگاه مخازن زیرزمینی و اصلاح الگوهای مصرف ناممکن خواهد بود.
باتریهای زیرزمینی؛ پدافند نامرئی شبکه انتقال گاز
فرآیند استحصال گاز طبیعی در میادین بالادستی بهویژه مگاپروژه پارس جنوبی، جریانی خطی، بیوقفه و فاقد انعطاف عملیاتی کوتاهمدت است؛ به این معنا که چاهها امکان تعدیل ناگهانی متناسب با تغییرات شدید تقاضا را ندارند. در نقطه مقابل، رفتار مصرفکنندگان خانگی و تجاری در کشور دارای نوسانی تند است؛ بهطوریکه مصرف در روزهای سرد یخبندان تا چهار برابر فصول گرم افزایش مییابد. در این معادله نامتوازن، فناوری ذخیرهسازی زیرزمینی (UGS) در نقش «باتری عظیم انرژی» ظاهر میشود تا مازاد گاز در ماههای کممصرف تابستان را فشرده کرده و در گلوگاههای بحرانی زمستان به شبکه تزریق کند.
علاوه بر این، جغرافیای نامتوازن انرژی در ایران چالش انتقال را تشدید میکند؛ بیش از ۷۰ درصد میادین گازی در حاشیه جنوبی کشور متمرکز شدهاند، در حالی که بزرگترین مبادی مصرف در فلات مرکزی، حاشیه البرز و استانهای مرزی شمال و شمالغرب قرار دارند. پمپاژ روزانه صدها میلیون مترمکعب گاز در خطوط لولهای با فواصل بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر، حتی با استفاده از تقویتکنندههای پرقدرت، با اصطکاک و افت فشار فیزیکی شدیدی روبهروست. در این آرایش جغرافیایی، مخزن سراجه قم در حریم پایتخت، کارکرد تزریقکننده ضربانی فشار را داشته و افت انتهای خطوط انتقال را جبران میکند.
شکاف عمیق ظرفیت بومی با استاندارد جهانی ذخیرهسازی
بررسی آمارهای تطبیقی روشن میسازد که با وجود ثبت رکورد در سراجه، فاصله تا استانداردهای تابآوری انرژی قابلتوجه است. در اقتصادهای صنعتی و تولیدکنندگان تراز اول گاز دنیا، معادل ۱۰ تا ۲۰ درصد از کل گاز مصرفی سالانه در لایههای هیدروکربوری عمیق ذخیره میشود؛ راهبردی که به شبکه اجازه میدهد تا یکسوم کل مصرف یخبندان را مستقیماً از منابع زیرزمینی تأمین کرده و امنیت خطوط تولید صنایع را تضمین کند.
این در حالی است که در کشور ما، مجموع ظرفیت عملیاتی مخازن سراجه قم و شوریجه خراسان کمتر از ۳ درصد کل مصرف سالانه را پوشش میدهد. با حداکثر توان برداشت روزانه ۲۵ تا ۳۰ میلیون مترمکعب از این دو مخزن، شبکه همچنان با کسری ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون مترمکعبی در ایام اوج یخبندان دستبهگریبان خواهد بود؛ موضوعی که نشان میدهد اگرچه پر بودن سراجه از فروپاشی شبکه شهری در مرکز جلوگیری میکند، اما بهتنهایی پادزهر ناترازی سنگین ملی نخواهد بود.
نقشه راه عبور از کسری فزاینده؛ از سرمایهگذاری صنایع تا Mini-LNG
توقف خاموشی صنایع مادر و صیانت از زیرساختهای اقتصادی، در گرو گذار از مسکنهای فصلی به پروژههای بنیادین زیرساختی است. نخستین اولویت، تسریع فوری در تکمیل طرحهای توسعهای موجود، بهویژه فاز دوم مخزن شوریجه D و توسعه فازهای تکمیلی سراجه است تا توان برداشت روزانه کشور به بیش از ۶۰ میلیون مترمکعب ارتقا یابد. در گام بعدی، دهها میدان نفت و گاز تخلیهشده در مناطق مرکزی و غرب کشور بهترین و کمهزینهترین فرصت برای تبدیل به مخازن استراتژیک جدید به شمار میروند.
از سوی دیگر، مدلسازی اقتصادی برای ورود بدون بروکراسی صنایع بزرگ نظیر فولادسازان و پتروشیمیها به حوزه ذخیرهسازی، فرمول نجاتبخش این بحران است. اعطای تضمینهای حقوقی معتبر برای تحویل گاز ذخیرهشده به کارخانهها در اوج سرمای زمستان، محرک بزرگی برای جذب سرمایه بخش خصوصی خواهد بود. مجهز شدن ایستگاههای پرخطر به تأسیسات گاز مایع مقیاسکوچک (Mini-LNG) و بهرهگیری از گنبدهای نمکی، پازل پایداری انرژی کشور را تکمیل خواهد کرد؛ زیرا در دنیای امروز، ذخیرهسازی نه یک طرح جانبی، بلکه ستون فقرات امنیت پایدار انرژی محسوب میشود./


