حسن بیکمحمدلو، مشاور مدیرعامل در حوزه مطالعات و سیاستهای راهبردی سازمان بنادر و دریانوردی، در گفتوگو با انرژی مدیا (آریا اکوپرس)، با اشاره به تأثیر احتمالی کاهش تراز آب دریای خزر بر ظرفیت بنادر شمالی کشور و تأکید بر ضرورت بازنگری در نقش این بنادر و اتخاذ تصمیمهای راهبردی برای حفظ ظرفیت حملونقل دریایی، اظهار کرد: در صورت تأیید مطالعات مربوط به کاهش ظرفیت ترانزیتی دریای خزر، ممکن است بخشی از بنادر شمالی به فعالیتهای گردشگری اختصاص یابند و تنها تعداد محدودی از بنادر برای تداوم فعالیتهای تجاری و حملونقل دریایی حفظ شوند؛ موضوعی که ضرورت برنامهریزی بلندمدت برای نگهداری و بهینهسازی زیرساختهای بندری را دوچندان میکند.
کاهش فعالیت ترانزیتی بنادر شمالی
او با بیان اینکه کاهش ظرفیت ترانزیتی دریای خزر، در صورت تأیید مطالعات، تأثیر منفی و قابلتوجهی بر فعالیت بنادر شمالی خواهد داشت، اظهار کرد: در چنین شرایطی باید درباره آینده بنادر این منطقه تصمیمی راهبردی گرفته شود و مشخص شود کدام بنادر میتوانند به حوزه گردشگری اختصاص پیدا کنند و کدامیک باید همچنان در خدمت حملونقل دریایی و تجارت باقی بمانند.
به گفته این کارشناس، در چنین سناریویی احتمال دارد تنها یک یا دو بندر برای فعالیتهای حملونقل دریایی حفظ شوند؛ بنابراین، باید با اجرای عملیات لایروبی و انجام مستمر اقدامات نگهداری، از کاهش ظرفیت عملیاتی این بنادر جلوگیری کرد.
او در این زمینه به بندر امیرآباد و بخش مرتبط با منطقه آزاد انزلی اشاره کرد و افزود: حفظ ظرفیت این بنادر مستلزم آن است که لایروبی و نگهداری آنها بهصورت مستمر و سالانه در دستور کار قرار گیرد تا امکان تداوم فعالیتهای تجاری و دریایی از بین نرود.
ضرورت اتخاذ سازوکار جامع
معاون سابق برنامهریزی، توسعه مدیریت و منابع سازمان بنادر و دریانوردی در ادامه با تأکید بر ضرورت توجه به شرایط ویژه کشور، یادآور شد: جنگ، تحریمها و محاصره دریایی تأثیر قابلتوجهی بر ظرفیت حملونقل دریایی در جنوب کشور گذاشتهاند.
وی ادامه داد: در چنین وضعیتی، بنادر شمالی اهمیت بیشتری در حفظ جریان مبادلات تجاری پیدا میکنند. از این رو، لازم است دستگاههای مسئول بهجای اقدامات پراکنده، در قالب یک سازوکار هماهنگ و قرارگاهی برای استفاده حداکثری از ظرفیت بنادر شمالی اقدام کنند.
او با اشاره به نقش سازمان بنادر و دریانوردی، گمرک و سایر دستگاههای مرتبط، از جمله وزارت جهاد کشاورزی، تصریح کرد: فعال نگهداشتن ظرفیت بنادر شمالی نیازمند همکاری میان مجموعههایی است که در زنجیره حملونقل دریایی، تخلیه و بارگیری و تجارت نقش دارند.
وی معتقد است در غیر این صورت، افزایش تمرکز فعالیتها در این بنادر میتواند به تراکم کشتیها و طولانیشدن زمان تخلیه و بارگیری منجر شود؛ مسائلی که در شرایط محدودشدن مسیرهای جایگزین حملونقل دریایی، هزینه و زمان مبادلات تجاری را افزایش میدهند.
اهمیت خزر در مبادلات کالا و اقلام اساسی
بیکمحمدلو تأکید کرد: حفظ ظرفیت بنادر شمالی صرفاً به معنای استفاده بیشتر از امکانات موجود نیست، بلکه مستلزم نگهداری زیرساختها، انجام لایروبیهای ضروری و بهینهسازی مراکز مرتبط با حملونقل دریایی است.
به اعتقاد او، در شرایطی که ظرفیت مسیرهای جنوبی با محدودیت مواجه شده است، نمیتوان نسبت به موانع موجود در شمال کشور بیتوجه بود؛ چراکه هرگونه کاهش توان عملیاتی بنادر خزر میتواند دامنه گزینههای کشور برای جابهجایی کالا و تداوم تجارت خارجی را محدودتر کند.
دلایل کاهش تراز آب خزر
این صاحبنظر حوزه حملونقل دریایی، در پاسخ به پرسشی درباره دلایل کاهش تراز آب دریای خزر و نقش تغییرات اقلیمی در این روند نیز گفت: کاهش تراز آب محدود به بخش ایرانی دریای خزر نیست و کل این پهنه آبی با چنین وضعیتی مواجه است.
به گفته او، بخشی از این مسئله به شرایط اقلیمی و تحولات مرتبط با آن بازمیگردد و بخش دیگری نیز به وضعیت حوضههای آبریز شمال دریای خزر مربوط است؛ حوضههایی که تغییرات آنها میتواند بر وضعیت آب این دریا اثر بگذارد.
ضرورت رایزنی با روسیه
او با اشاره به ضرورت پیگیری موضوع در سطح منطقهای، بر اهمیت مذاکره و تفاهم با روسیه درباره مسائل مرتبط با حوضههای آبریز شمالی دریای خزر تأکید کرد.
به گفته بیکمحمدلو، تغییرات اقلیمی از جمله عواملی است که باید در تحلیل کاهش تراز آب مورد توجه قرار گیرد و کشورهای متأثر از این وضعیت نیز ناگزیرند پیامدهای آن را در برنامهریزیهای خود لحاظ کنند.
سهم خزر از حملونقل و تجارت دریایی
بر اساس آمار ارائهشده در این گزارش، ظرفیت اسمی بنادر ایران حدود ۳۰۰ میلیون تن اعلام شده که حدود ۳۰ میلیون تن آن به بنادر شمالی اختصاص دارد؛ یعنی نزدیک به ۱۰ درصد ظرفیت اسمی کل بنادر کشور.
سهم بنادر شمالی از جابهجایی کالاهای اساسی نیز از ۱۸ درصد پیش از جنگ به ۳۰ درصد در شرایط فعلی افزایش یافته است. البته این ارقام مربوط به ظرفیت بندری و سهم حمل کالاهای اساسی هستند، نه سهم شمال از کل تجارت خارجی ایران.
این ارقام نشان میدهد افزایش نقش بنادر شمالی الزاماً به معنای برخورداری آنها از توان جایگزینی کامل مسیرهای جنوبی نیست.
به اعتقاد کارشناسان، بنادر جنوبی ایران، بهویژه در جابهجایی محمولههای فلهای و نفتی، از ظرفیت بسیار بالاتری برخوردارند و نمیتوان تمام این حجم را به بنادر خزر منتقل کرد. از سوی دیگر، محدودیتهای جغرافیایی، نوع ناوگان و ظرفیت تخلیه و بارگیری نیز بر امکان انتقال کالا اثر میگذارند.
جایگزینی خزر در شرایط محاصره دریایی
این گزارش میافزاید در شرایطی که محدودیتهای مسیرهای جنوبی، ضرورت تنوعبخشی به راههای تجارت خارجی ایران را افزایش داده است، دریای خزر نیز با بحرانی روبهروست که میتواند توان این مسیر جایگزین را در بلندمدت محدود کند.
به تحلیل صاحبنظران، عقبنشینی آب خزر دیگر فقط مسئلهای زیستمحیطی نیست؛ کاهش عمق آب، محدودیت آبخور کشتیها و افزایش نیاز به لایروبی، ظرفیت بنادر شمالی را تحت تأثیر قرار داده است.
این وضعیت در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که کشور برای تأمین کالاهای اساسی و حفظ جریان مبادلات تجاری به مسیرهای جایگزین نیاز دارد.
اهمیت این مسئله زمانی روشنتر میشود که بدانیم بخش عمده ظرفیت عملیاتی بنادر ایران در جنوب متمرکز است.
طبق آمار سازمان بنادر و دریانوردی، بنادر کشور در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۳۵ میلیون تن کالا تخلیه و بارگیری کردهاند؛ رقمی که شامل کالاهای نفتی و غیرنفتی در بنادر شمالی و جنوبی است.
راهکار افزایش ظرفیت تردد در خزر
کاهش تراز آب دریای خزر، در کنار محدودیتهای ناشی از شرایط جنگی و تحریمها، ضرورت توجه همزمان به دو مسئله را برجسته میکند: از یک سو، باید ظرفیت بنادر موجود حفظ شود و از سوی دیگر، برای تغییرات بلندمدت در شرایط طبیعی و امکانپذیری فعالیتهای بندری برنامهریزی صورت گیرد.
در این چارچوب، لایروبی مستمر، بهینهسازی زیرساختها و هماهنگی میان دستگاههای مسئول میتواند از تشدید مشکلات عملیاتی جلوگیری کند؛ هرچند تعیین میزان دقیق تأثیر افت تراز آب بر مبادلات تجاری دریای خزر، به دادهها و آمارهای مشخص درباره حجم جابهجایی کالا و عملکرد بنادر نیاز دارد.
از سوی دیگر، آمار عملکرد بندر امیرآباد نشان میدهد که این بندر در سال ۱۴۰۳ حدود ۵.۰۴ میلیون تن کالا جابهجا کرده و نزدیک به ۵۷ درصد عملیات تخلیه و بارگیری بنادر شمالی را به خود اختصاص داده است.
این رقم اهمیت امیرآباد را در شبکه بندری خزر نشان میدهد، اما در عین حال تمرکز بخش بزرگی از فعالیتهای شمال در تعداد محدودی بندر را نیز برجسته میکند.
در چنین شرایطی، کاهش ظرفیت یک بندر یا محدودشدن امکان تردد کشتیها میتواند بر کل زنجیره حملونقل شمال اثر بگذارد؛ هرچند هیچیک از این اقدامات جایگزین مدیریت بلندمدت بحران کاهش تراز آب نخواهد شد./


