بر اساس نامهای که در اختیار انرژی مدیا (آریا اکوپرس) قرار گرفته، برخی شرکتهای پالایشی با مشکلات جدی در فروش و انتقال گوگرد تولیدی خود مواجهاند. در این مکاتبه، محدودیتهای حمل دریایی ناشی از تحریمها، افزایش هزینه حمل زمینی و ریلی، احتمال محدودشدن برخی مسیرهای گمرکی و دشواری جابهجایی زمینی از جمله عوامل مؤثر بر وضعیت موجود عنوان شدهاند.
از سوی دیگر، برخی واحدهای گرانولسازی به دلیل نرخهای غیررقابتی با شرایط نامناسبی روبهرو هستند و بخشی از گوگرد عرضهشده نیز معامله نشده یا پس از فروش، از سوی خریداران تحویل گرفته نشده است.
تفاوت اساسی این وضعیت با انباشت بسیاری از کالاهای دیگر در آن است که پالایشگاه نمیتواند بهسادگی تولید گوگرد را تا زمان پیدا شدن مشتری متوقف کند. این محصول بخشی از فرآیند مستمر پالایش است و توقف فروش آن، لزوماً به توقف تولیدش منجر نمیشود.
گوگرد محصولی نیست که بتوان خط تولیدش را خاموش کرد
گوگرد عمدتاً محصول جانبی پالایش نفت خام و فرآورش گاز است. با سختگیرانهترشدن استانداردهای کیفی سوخت و افزایش ضرورت حذف ترکیبات گوگردی از بنزین، گازوئیل و سایر فرآوردهها، گوگرد جداشده از جریانهای پالایشی باید در واحدهای بازیافت به محصول نهایی تبدیل شود.
بر اساس آمارهای موجود، بیش از ۷۵ درصد گوگرد جهان از فرآورش نفت و گاز و سایر منابع بازیافتی تأمین میشود؛ بنابراین، تولید گوگرد بیش از آنکه تابع تقاضا برای این محصول باشد، به میزان فرآورش نفت، گاز و سوخت وابسته است. به بیان دیگر، پالایشگاه برای تولید گوگرد احداث نشده، اما با فرآورش نفت و جداسازی ترکیبات گوگردی، ناگزیر این محصول را نیز تولید میکند.
در شرایط عادی، گوگرد تولیدشده به صنایع شیمیایی، تولیدکنندگان اسید سولفوریک، صنایع کودهای فسفاته و دیگر مصارف صنعتی منتقل میشود؛ اما با اختلال در بازار فروش یا مسیرهای حملونقل، تولید آن ادامه مییابد و موجودی گوگرد در محوطه پالایشگاه افزایش پیدا میکند.
اهمیت این موضوع تنها به فضای ذخیرهسازی محدود نیست. واحد بازیافت گوگرد بخشی از زنجیره عملیاتی پالایشگاه است و ظرفیت آن میتواند بر میزان نفت خام قابلفرآورش تأثیر بگذارد. اگر امکان بازیافت، ذخیرهسازی یا انتقال گوگرد با محدودیت جدی مواجه شود، پالایشگاه ممکن است ناچار به کاهش جریانهای حاوی ترکیبات گوگردی و در نهایت کاهش نرخ فرآورش شود. به این ترتیب، محصولی که در ظاهر فرعی است، میتواند به گلوگاه تولید تبدیل شود.
بازار جهانی گوگرد با محدودیت عرضه مواجه است؛ پس چرا گوگرد ایران انباشته میشود؟
تناقض مهم اینجاست که مشکلات فروش گوگرد در برخی پالایشگاههای ایران در شرایطی رخ داده که بازار جهانی این محصول با محدودیت عرضه روبهرو بوده است.
بر اساس گزارشهای S&P Global، کشورهای منطقه خلیج فارس نزدیک به نیمی از صادرات دریایی گوگرد جهان را تأمین میکنند. اختلال در تردد کشتیها از تنگه هرمز نیز عرضه این محصول به بازارهای آسیایی و سایر مقاصد را تحت تأثیر قرار داده است. در مقاطعی از سال ۲۰۲۶، قیمت گوگرد در برخی بازارهای جهانی افزایش چشمگیری داشته و محدودیت عرضه فیزیکی بر شرایط معاملات سایه انداخته است.
Argus نیز پیشتر سهم ایران از تجارت جهانی گوگرد را حدود ۳ تا ۴ درصد برآورد کرده و از صادرات این محصول به بازارهایی مانند چین، هند و ترکیه خبر داده بود. گزارشهای این مؤسسه همچنین به تأثیر محدودیتهای اعمالشده بر شناورهای ایرانی و اختلال در مسیر بندرعباس بر جریان صادرات گوگرد ایران اشاره داشتهاند.
این اطلاعات نشان میدهد که مسئله را نمیتوان صرفاً به نبود تقاضای جهانی نسبت داد. صنایع تولید کودهای فسفاته و اسید سولفوریک همچنان به گوگرد نیاز دارند و محدودیت عرضه در بازار جهانی نیز میتواند فرصت تجاری ایجاد کند. با این حال، وجود تقاضا بهتنهایی تضمینکننده فروش نیست؛ محصول باید با هزینه قابلقبول و از مسیرهای مطمئن به دست خریدار برسد.
در واقع، چالش اصلی گوگرد ایران میتواند بیش از آنکه به کمبود مشتری مربوط باشد، به دشواری دسترسی به بازارهای مصرف و محدودیتهای انتقال محصول ارتباط داشته باشد. به این ترتیب، ممکن است در شرایطی که خریداران خارجی برای تأمین گوگرد با محدودیت مواجهاند، بخشی از محصول تولیدی ایران همچنان در محوطه پالایشگاهها باقی بماند.
تحریم فقط نفت خام را گرفتار نکرده است
تأثیر تحریمها بر صنعت نفت معمولاً با شاخصهایی مانند میزان صادرات نفت خام سنجیده میشود، اما گوگرد نمونهای از هزینههای کمتر دیدهشده محدودیتهای تجاری و لجستیکی است.
فروش گوگرد تنها به یافتن مشتری وابسته نیست. محصول باید از پالایشگاه به بندر منتقل شود، در انبار و پایانه مناسب قرار گیرد، امکان بارگیری در کشتی فراهم باشد و ترتیبات بیمه، تسویه مالی و انتقال محموله به مقصد انجام شود. هر اختلال در این زنجیره میتواند هزینه فروش را افزایش دهد یا اجرای معامله را با مشکل مواجه کند.
نامه مورد اشاره نیز محدودیت حمل دریایی و افزایش هزینههای زمینی و ریلی را از عوامل مؤثر بر وضعیت موجود معرفی میکند. حتی اگر معاملهای از نظر تجاری امکانپذیر باشد، افزایش هزینه انتقال میتواند قیمت نهایی گوگرد ایران را برای خریدار غیررقابتی کند.
در بازاری که هزینه حمل سهم مهمی از قیمت تحویلشده محصول را تشکیل میدهد، افزایش هزینه جابهجایی میتواند مزیت فروشنده را کاهش دهد. این مسئله برای پالایشگاهها اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا گوگرد محصول اصلی آنها نیست و فعالیت محوریشان همچنان تولید فرآوردههایی مانند بنزین و گازوئیل است. با این حال، برای ادامه فعالیت پالایشگاه باید برای انتقال و مدیریت محصول جانبی نیز راهکاری عملی وجود داشته باشد.
بازار داخلی هم نمیتواند تمام حجم تولید را جذب کند
یکی از راهکارهای مدیریت گوگرد مازاد، افزایش مصرف داخلی است. گوگرد ماده اولیه مهمی برای تولید اسید سولفوریک، کودهای شیمیایی، صنایع معدنی و برخی فرآیندهای شیمیایی به شمار میرود. حدود نیمی از مصرف جهانی گوگرد بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با تولید کودهای شیمیایی ارتباط دارد و اسید سولفوریک نیز مهمترین مسیر مصرف این محصول است.
با این حال، ظرفیت بازار داخلی نامحدود نیست و افزایش عرضه گوگرد لزوماً به افزایش متناسب تقاضا منجر نمیشود.
در نامهای که به دست انرژی مدیا رسیده، به معاملهنشدن بخشی از گوگرد عرضهشده و تحویلنگرفتن برخی محمولههای خریداریشده اشاره شده است. این موارد نشان میدهد که در شرایط فعلی، خروج گوگرد از برخی پالایشگاهها با سرعت تولید آن هماهنگ نیست.
البته داده عمومی جامع و قابل اتکایی درباره میزان تغییر تقاضای داخلی گوگرد نسبت به سال گذشته در دسترس نیست؛ بنابراین نمیتوان کاهش مشخصی را به کل بازار تعمیم داد. آنچه از شواهد موجود برمیآید، وجود محدودیت در جذب بخشی از عرضه و ناتوانی بازار در تخلیه سریع موجودی برخی پالایشگاههاست.
حتی اگر صنایع داخلی تمام نیاز خود را از تولیدکنندگان ایرانی تأمین کنند، لزوماً قادر نخواهند بود کل گوگرد حاصل از پالایش نفت و گاز کشور را جذب کنند. میزان تولید گوگرد تابع فرآیند پالایش و ضرورت حذف ترکیبات گوگردی است، نه سفارش خریداران داخلی؛
از این رو، توسعه صنایع پاییندستی و ایجاد ظرفیتهای جدید مصرف میتواند در بلندمدت به کاهش وابستگی به صادرات گوگرد خام کمک کند، اما جایگزینی کامل بازارهای صادراتی به سرمایهگذاری، زیرساخت و تقاضای پایدار نیاز دارد.
دپو هم بینهایت نیست
در نگاه نخست، ذخیرهسازی گوگرد تا زمان بهبود شرایط فروش میتواند راهکاری ساده به نظر برسد؛ اما ظرفیت انبارها و محوطههای ذخیرهسازی محدود است.
گوگرد جامد را میتوان برای دورههای طولانی ذخیره کرد و در جهان نیز نمونههایی از دپوهای بزرگ این محصول وجود دارد؛ با این حال، ذخیرهسازی ایمن به زیرساخت مناسب، فضای کافی و رعایت الزامات زیستمحیطی نیاز دارد. ذخیرهسازی غیراصولی ممکن است به تشکیل رواناب اسیدی و آلودگی خاک و آبهای زیرزمینی منجر شود؛ ازاینرو، طراحی سامانههای مناسب زهکشی و کنترل محیطی اهمیت دارد.
پیامدهای انباشت گوگرد تنها زیستمحیطی نیست. اختصاص فضای بیشتر به دپو میتواند از ظرفیت عملیاتی سایت بکاهد و هزینههای بارگیری، جابهجایی، گرانولسازی و نگهداری را افزایش دهد.
در نامه مورد اشاره نیز نسبت به احتمال بروز مخاطرات زیستمحیطی و ایجاد تنگناهای عملیاتی هشدار داده شده است. این هشدار نشان میدهد که در صورت تداوم اختلال در فروش و انتقال، مسئله ممکن است از یک مشکل تجاری فراتر برود و به چالشی برای مدیریت عملیات پالایشگاه تبدیل شود.
وقتی انبار پر شود، مسئله به واحدهای پالایش برمیگردد
در زنجیره پالایش، نفت خام وارد واحدهای فرآیندی میشود، فرآوردهها تصفیه میشوند و ترکیبات گوگردی باید از جریانهای مربوط حذف شوند. گازهای حاوی هیدروژن سولفید به واحدهای بازیافت گوگرد انتقال مییابند و بخشی از گوگرد در نهایت به شکل محصول جامد از پالایشگاه خارج میشود.
اگر امکان انتقال و ذخیرهسازی محصول نهایی محدود شود، مدیریت جریانهای گوگردی دشوارتر خواهد شد. در کوتاهمدت، پالایشگاه میتواند از فضای ذخیرهسازی بیشتر یا مسیرهای حمل جایگزین استفاده کند، اما این راهکارها ظرفیت نامحدود ندارند و افزایش هزینهها نیز میتواند ادامه آنها را دشوار کند.
اختلال جدی در واحد بازیافت گوگرد یا نبود امکان مدیریت ایمن جریانهای مرتبط، ممکن است پالایشگاه را به کاهش خوراک وادار کند؛ زیرا ادامه فرآورش باید با الزامات ایمنی و زیستمحیطی سازگار باشد.
بنابراین، اگر موجودی گوگرد در برخی پالایشگاهها واقعاً به ظرفیت نهایی ذخیرهسازی نزدیک شود، مسئله دیگر صرفاً ارزش اقتصادی محمولههای فروشنرفته نیست؛ خطر اصلی، ایجاد محدودیت در تولید فرآوردههای مورد نیاز کشور است. در شرایطی که تأمین بنزین و گازوئیل نیز از مسائل مهم اقتصاد انرژی به شمار میرود، چنین وضعیتی میتواند هزینهای بهمراتب بیشتر از ارزش خود گوگرد تحمیل کند.
از محصول جانبی تا گلوگاه عملیاتی؛ راهکار چیست؟
گوگرد تا زمانی که زنجیره فروش و انتقال آن فعال باشد، محصولی فرعی و منبع درآمد جانبی پالایشگاه است؛ اما زمانی که مسیر خروج آن مختل شود، میتواند به مسئلهای عملیاتی تبدیل شود.
حل این مشکل صرفاً با کاهش قیمت امکانپذیر نیست. اگر موانع اصلی به دسترسی به کشتی، بیمه، مسیرهای ترانزیتی یا تشریفات گمرکی مربوط باشند، ارزانتر فروختن محصول لزوماً به خروج آن از پالایشگاه منجر نمیشود. از سوی دیگر، توسعه تولید اسید سولفوریک و سایر صنایع پاییندستی نیز راهکاری فوری نیست و به سرمایهگذاری، زیرساخت و بازار مصرف نیاز دارد.
در کوتاهمدت، اولویت باید ایجاد مسیرهای مطمئنتر لجستیکی، تأمین ظرفیت استاندارد ذخیرهسازی، هماهنگی برای حمل زمینی و دریایی و پیشبینی سازوکارهایی برای اطمینان از تحویل محمولههای فروختهشده باشد. در بلندمدت نیز توسعه زنجیره ارزش گوگرد میتواند وابستگی به صادرات محصول خام را کاهش دهد؛ هرچند جایگزینی بازارهای صادراتی مستلزم برنامهریزی و سرمایهگذاری پایدار است.
عامل تعیینکننده، زمان است. گوگرد همراه با فرآیند پالایش نفت تولید میشود و در صورت اختلال در فروش، موجودی آن میتواند روزبهروز افزایش یابد. اگر موانع انتقال و مصرف برطرف نشوند، محصولی که قرار بود یکی از محصولات جانبی صنعت پالایش باشد، ممکن است به گلوگاهی برای ادامه فعالیت برخی پالایشگاهها تبدیل شود؛ محصولی که برای آن در بازار جهانی تقاضا وجود دارد، اما رساندنش به مشتری با موانع جدی روبهروست./


