به گزارش انرژی مدیا (آریا اکوپرس)، برای کارخانهای که به تأمین پیوسته گاز وابسته است، محدودیت مصرف میتواند به کاهش تولید، تغییر برنامه کاری یا توقف بخشی از خطوط منجر شود. شدت خسارت در همه صنایع یکسان نیست؛ کارخانه سیمان، واحد فولاد و مجتمع پتروشیمی هرکدام به شکل متفاوتی از کمبود گاز آسیب میبینند و امکان جایگزینی سوخت نیز برای آنها یکسان نیست.
عزتالله زارعی، معاون برنامهریزی و توسعه محیط کسبوکار وزارت صمت، در مهر ۱۴۰۵ اعلام کرد سهمیه گاز صنایع با توجه به شرایط تأمین و آسیبدیدگی برخی زیرساختها کاهش یافته است. به گفته او، صنایع تولیدکننده مواد غذایی، دارو و کالاهای بهداشتی در اولویت تأمین گاز قرار دارند.
برای درک ابعاد کمبود گازی که صنایع با آن روبهرو هستند، میتوان آن را با تولید پارس جنوبی مقایسه کرد. ظرفیت تولید روزانه یک فاز متعارف این میدان حدود ۲۵ میلیون مترمکعب است؛ بنابراین اختلاف ۷۹ میلیون مترمکعبی نیاز و سهمیه صنایع، تقریباً با تولید سه فاز پارس جنوبی برابری میکند. البته این اختلاف به معنای قطع همین مقدار گاز در هر روز نیست، بلکه نشان میدهد سهمیه پیشبینیشده، تمام نیاز اعلامشده صنایع را پوشش نمیدهد. بخشی از این فشار را میتوان با برداشت از گاز ذخیرهشده در ماههای گرم سال کاهش داد.
ذخایر زیرزمینی چقدر به کار میآیند؟
ایران دو مخزن اصلی ذخیرهسازی زیرزمینی گاز در سراجه قم و شوریجه خراسان رضوی دارد. در ماههای گرم سال، بخشی از گاز به این مخازن تزریق میشود تا در روزهای سرد، هنگام افزایش مصرف، دوباره به شبکه برگردد.
طبق گزارش شرکت نفت مناطق مرکزی، تا پایان شهریور ۱۴۰۵ بیش از یک میلیارد و ۷۷۰ میلیون مترمکعب گاز به شوریجه تزریق شده؛ معادل ۱۰۷ درصد برنامه. با این حال، این عدد بهتنهایی مشخص نمیکند چه مقدار گاز در زمستان قابل برداشت است و ذخایر تا چه مدت میتوانند به تأمین گاز کمک کنند.
سرعت برداشت از مخازن نیز اهمیت دارد. چاهها، فشار مخزن و تأسیسات فرآورش تعیین میکنند روزانه چه مقدار گاز میتواند وارد شبکه شود. وزیر نفت سابق در آبان ۱۴۰۴ ظرفیت برداشت روزانه سراجه و شوریجه را در مجموع حدود ۳۰ میلیون مترمکعب اعلام کرده بود؛ رقمی که حتی در صورت استفاده کامل از این ظرفیت، به ۴۰ درصد فاصله ۷۹ میلیون مترمکعبی نیاز و سهمیه صنایع هم نمیرسد.
از سوی دیگر گاز برداشتشده فقط به کارخانهها اختصاص ندارد و وارد شبکه سراسری نیز میشود تا در کنار سایر منابع، مصرف خانگی، نیروگاهی و صنعتی را تأمین کند؛ به این ترتیب، ذخایر زیرزمینی میتوانند بخشی از فشار کمبود گاز در روزهای سرد را کاهش دهند، اما میزان بهرهمندی صنایع از این ذخایر به شرایط برداشت و نحوه تخصیص گاز بستگی دارد.
افزایش ظرفیت برداشت در چه مرحلهای است؟
وزارت نفت قصد دارد ظرفیت برداشت روزانه سراجه و شوریجه را از ۳۰ به ۵۵ میلیون مترمکعب برساند. با اجرای این برنامه، توان برداشت دو مخزن روزانه ۲۵ میلیون مترمکعب افزایش مییابد؛ ظرفیتی که میتواند در روزهای اوج مصرف به کاهش فشار بر شبکه کمک کند.
اما طرحهای توسعه هنوز به ظرفیت نهایی نرسیدهاند. گزارش مجمع گروه مپنا در شهریور ۱۴۰۵، پیشرفت طرح توسعه شوریجه را حدود ۶۵ درصد اعلام کرده است. در سراجه نیز تکمیل تأسیسات پاییندستی برای بهرهبرداری از ظرفیت جدید اهمیت دارد. بنابراین نمیتوان ظرفیت ۵۵ میلیون مترمکعبی را مبنای تأمین گاز زمستان امسال قرار داد؛ بهویژه آنکه هنوز مشخص نیست چه میزان از ظرفیت جدید برداشت به بهرهبرداری رسیده است.
ذخیرهسازی چه اثری بر تولید صنایع دارد؟
تأثیر افزایش عرضه گاز بر تولید، به نوع فعالیت کارخانهها بستگی دارد. بعضی واحدها با استفاده از سوخت جایگزین یا تغییر برنامه تولید میتوانند بخشی از محدودیت گاز را مدیریت کنند. اما برای صنایعی که گاز خوراک تولید است، کاهش مصرف بهسادگی قابل جبران نیست.
برای مثال، در کارخانه سیمان، تأمین گاز بیشتر میتواند نیاز به سوخت جایگزین و هزینههای آن را کاهش دهد. در واحدهای تولید آهن اسفنجی، گاز بخشی از فرایند تولید است و محدودیت آن میتواند به کاهش تولید و درآمد کارخانه منجر شود.
در نتیجه، صنایع باید زمستان را با احتمال محدودیت گاز پشت سر بگذارند؛ محدودیتی که برای برخی کارخانهها به معنای افزایش هزینه سوخت و برای برخی دیگر به معنای کاهش تولید و درآمد است. ذخیرهسازی میتواند از شدت کمبود بکاهد، اما تا زمانی که گاز کافی به صنایع نرسد، خطر توقف خطوط تولید و زیان ناشی از آن همچنان پابرجاست./


